تبليغاتX
سی پل
شعر اصفهان
سلام

امروز سه شنبه ۷ شهریور شانزدهمین کنگره سراسری شعر میلاد آفتاب ساعت ۷ بعداز ظهر در سالن

 سینما فرهنگ خمینی شهر آغاز خواهد شد و پنج شنبه ۹ شهریور به کار خود پایان خواهد داد .

شما را به خواندن چند یادداشت از طرف دوستانی که در این چند ساله در برگزاری این کنگره سهم

 به سزایی داشته اند دعوت می کنم.یک خبر دیگر هم اینکه امسال مرکز آفرینش های ادبی قلمستان

وابسته به سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان نیز با همکاری کنگره میلاد آفتاب اقدام به برگزاری

شب شعری تحت عنوان "شبی با آفتاب" باغ غدیر اصفهان نموده است که این شب شعر روز پنج شنبه

ساعت ۵ بعداز ظهر برگزار خواهد شد.

 

ميلاد آفتاب، چتر امن شعر                        محمدجواد آسمان

 

 

ميلاد آفتاب، ماية مباهات اصفهان و بل ايران است. از معدود كنگره‌هاي ديرسال اين سرزمين است كه بي تكيه به

 

 

 

هر انگ و ننگ و تنعّم و منّتي، هر سال با شكوه‌تر و روح‌افزاتر، نفس تازه مي كند و مجمع دلهاي پريشان مي شود.

 

 

 

در قحط‌سالان مهر و بي‌طرفي وشعر پروري، در روزگاران ناگزير شعار  و تكرار  پشت سر كه هزار  گرداب

 

 

 

بحران راهزن سفينة جامعه و سپس شعر آن بود، ميلاد آفتاب بي شك يكي از تك و توك چترهاي امن شعر بوده است.

 

 

زماني كه نسل من و نسل پيش از من، بي‌زبان و بي‌زبانه شعله مي‌اندوختند، آفتاب‌همّتاني دلداده، شمعي افروختند كه

 

 

 

امروز مي‌توان شعر فردا را حتي از تصور زمستان مبادا به پناهش برد و دل‌گرمش كرد. فراست نيك‌انديشان

 

 

 

آغازگر- كه دمشان گرم- بنيان اين خانه را نه بر تندبادهاي نامانا و مستعجل كه بر ايماني فزاينده نهاد، خميرة

 

 

 

فرهنگ بومي آييني و پشتيباني خزانة ‌مبارك دارايان باورند به شعر و شعور كه جوهرشان زلالي بود و چشم‌داشتشان

 

 

 

نيز. امّا ماية ديگري هم در كار بود؛ راهبري آگاهانه و شايستة اهالي فن- كه معتمد پشتيبان‌ها بودند- تا وسواس درّة

 

 

 

سليقة عام، سالكان اين چينود را گاهگاه و ناگاه نبلعد. بسا جوانان جويا كه بر اين پل، امانت شعر را از كهنه‌كارترها

 

 

 

واستاندند تا رسول وار به نسل ديگرش بسپارد. دانستگي، پيوستگي و بي‌‌پيرايگي، ملاط اين خانه بوده است تا

 

 

 

امروز من و دوستان هم‌نسل اصفهاني من، به هر كجاي اين بوم كه پا مي‌گذاريم از خراسان و گيلان و آذربايجان

 

 

تا فارس و خوزستان- سخني به نيكي و آرزومندي از اين محفل سالانه بشنويم و شاكرانه به آن بنازيم. پس پاينده باد

 

 

 

عزت برپاكنندگان و برپادارندگان اين كنگره و همايون باد مردم شعر دوست شهر شاعرپروري كه به پايتخت هنر

 

 

شكوه و آبرويي دوباره بخشيده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تازه هايي براي ديدن و شنيدن                       ابراهيم اسماعيلي

 

با اينكه حالا ديگر سالهاست ياد گرفته‌ايم شك نكنيم، اما آنها كه از نزديك در بحبوحة برگزاري

 

 

«ميلاد آفتاب» نفس كشيده‌اند نمي‌توانند دلهرة هر ساله‌شان را فراموش كنند؛ يك سال زودتر و

 

 

سال ديگر ديرتر، همه چيز درست مي‌شود و همه كارها روي غلطك مي‌افتد. كافي است به اين

 

 

نكته فكر كنيم كه بسياري از كنگره‌ها و همايش‌ها، نشست‌ها و ...كه با فرمايش‌ها و توصيه‌ها و

 

 

بودجه‌هاي آنچناني پايه‌گذاري و برگزار مي‌شوند ، بيش از چند سالي نمي‌پايند و دربهترين

 

 

حالت‌ها به سليقة مديران جديد، تغيير شكل و موضوع مي‌دهند اما كنگرة خميني‌شهري‌ها همچنان

 

 

برپاست و آن گونه كه تجربه شده، سير آن نيز همواره رو به نزول كه نبوده هيچ به صورتي

 

 

تناوبي، روندي صعودي نيز به خود مي‌گيرد. هر سال چه جوان‌ترها باشند، چه بزرگترها يا

 

 

هردو ، تازه‌هايي براي ديدن و شنيدن هست، اما آنچه رنگ هميشگي اين حكايت به شمار مي‌رود

 

 

، صميميت و يك‌رنگي است كه به خود خودشان نزديك‌تر مي‌شوند. اينجا ديگر نه بين تعداد

 

 

ستاره‌هاي هتل‌ها تفاوتي هست و نه انتظاراتي آن چناني وجود دارد كه برآورده بشود يا نشود.

 

 

يادم هست كه يكي از بهترين شاعران كشور كه هر روز ميهمان كنگره‌اي است، اين برنامه را

 

 

بهترين كنگرة شعريكشور مي‌خواند، اگر چه شايد آنقدر كه در ديگر برنامه‌ها ، بالا و پايينش

 

 

نگذاشته باشند و سكّه‌هاي چندين و چندي دريافت نكرده‌باشد.

 

 

 

گاهي به اين فكر مي‌كنم كه كافي است در مواجهه با وجود بزرگان (چه مذهبي و چه غير

 

 

مذهبي) نگاهي ماهيتي داشته باشيم تا فارغ از تعصّبات فرقه‌اي و گروهي بتوانيم به قدر قدرمان

 

 

 

بهره ببريم. مجاهدت و وفا و توكّل جاري در فضاي ميلاد آفتاب هم به رغم من برگرفته از نگاه

 

 

اين چنين است. تا باد، چنين بادا.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 16:0  توسط محمد حسین صفاریان  |