تبليغاتX
سی پل
شعر اصفهان
سلام

 پیش از این پانزده مجموعه شعر از شاعران اصفهان توسط مرکز آفرینش

های ادبی قلمستان به چاپ رسید که زودتر از این ها قصد معرفی آنها را

داشتم وتا حالا به طول انجامیدضمن تشکر از دوست شاعرم سیدمحمد

جواد هاشمی توجه شما را به قسمت اول معرفی آنها جلب می کنم:

این مجموعه عبارتند از :

خوش به حال آهوها                          سروده پانته آصفایی

هرآینه آه                                        سروده جواد زهتاب

مزامیر                                           سروده محسن نیکنام

هزار سال غزل                                سروده مهرناز آزاد

عترت خورشید                                سروده محمد قدسی

زلال زمزمه ها                                 سروده علی شیرانی(صحت)

اگر زسیب بپرسی                           سروده هاله خوانساری فرد

سیبی درون آب می اندازم                 سروده مینا نواب

به جای توهیچ                                سروده علی پور کاظم

ولایت فیلسوف                               سروده مهدی نیکبخت(بی تو)

در حوالی اشراق                            سروده عباس شاهزیدی(خروش)

کسی شبیه من                             سروده محسن جاویدان

دستم از این بازتر نبود                      سروده حسین عبدالوند

سکوت تا شده                              سروده الهام عمومی

و

جذام                                          سروده مجتبی اسدیان  

 

مجموعه شعر «خوش به حال آهوها» سرودة پانته آ صفايي يكي از

كتابهاي پانزده‌گانه‌اي است كه توسط سازمان فرهنگي هنري

شهرداري اصفهان(مرکز آفرینش های ادبی قلمستان) در سال 1386 انتشار

يافته است. اين مجموعه سي و يك غزل را دربردارد كه در70 صفحه تنظيم

شده است.

در بررسي اين مجموعه، اولين چيزي كه جلب توجه مي‌كند استفاده از

واژه‌هاي جغرافيايي و نامهاي خاص است، كلمه‌هايي نظير اصفهان، كاشان،

مازندران، ساري، كارون،‌ زرين رود و... كه باعث ارتباط مؤثرخواننده با تصوير

موردنظر مي‌شود. از سوي ديگر فراز و فرود زيادي در مجموعه به چشم

نمي‌خورد و انسان با يك مجموعه غزل يك دست، خود را روبرو مي‌بيند كه

در آن از سي و يك غزل،‌ ده غزل به شكل مستقيم به دغدغه‌هاي زنان و

نگرش‌هاي فمينيستي مربوط است و شش غزل ديگر نيز به صورت تلويحي

به اين موضوع پرداخته است و حتي در مجموع غزل‌ها ردپاي نگرشي زنانه

را مي‌توان دنبال كرد. از اين رو با نگاهي دقيق‌تر مي‌توان گفت مجموعة

«خوش به حال آهوها» مجموعه شعري است كه در آن «غزل اعتراض

زنانه» را مي‌شود مشاهده كرد:

پس از وزيدن تو گيسوان سركش من

چگونه گوش به فرمان روسري باشد؟

يا

اين زن كه در جهنم خود آرميـده بـود

اي كاش از بهشت تو سيبي نچيده بـود

يا

فروغ نيستم و بي تو خسته‌ام كرده است

جدال روز و شـب فرش‌هـا و جاروهـا

و...

با توجه به اينكه شاعر از پنجره‌اي كه خود به جهان گشوده است، دنيا را به

تصوير مي‌كشد واژه‌هاي مورد استفاده او نيز برآمده از دغدغه‌هاي شخصي

و اجتماعي اوست كه در اين ميان كلمه‌هاي مربوط به زنان در اين مجموعه

بيشترين بسامد را داراست و شاعر به جاي جستجو در ذهن به مكاشفه‌اي

در پيرامون خود دست زده و كلمه‌هايي نظير: چادر سياه كشي، زنبيل، آيينه

شمعدان، دامن، روسري، موگير، النگو، خلخال و... را به خدمت گرفته است.

ويژگي ديگري كه در اين مجموعه بسيار پر رنگ است اشاره به حكايت‌هايي

است كه بخصوص قهرمان آن يك زن است. اين ويژگي نيز ابيات بسياري را

به خود اختصاص داده و متنوع است؛ چنان كه هم حوّا،هاجر،زلیخا و... در اين

پرده راه مي‌برند و هم سيندرلا. شاعر حتّي لوبياي سحرآميز را از گلستان

سعدي دست چين كرده است تا در باغچه شعر خويش بكارد. با توجه به

اين ويژگي‌ها مي‌توان گفت خوش به حال آهوها مجموعه‌اي متفاوت است.

با تمام مواردي كه برشمرده شد، اين مجموعه نيز چون بسياري از مجموعه

شعرهاي نئوكلاسيك با محدوديت‌هايي مواجه است كه از آن جمله مي‌توان

به ضعف ارتباط عمودي در غزل‌ها اشاره كرد. در بسياري از غزلها هر بيت به

تنهايي ساز مستقلي مي‌نوازد و خود مي‌تواند آغاز يا انجام غزلي نو باشد.

با اين حال غزل‌هاي تصويري زيبايي نيز وجود دارد كه خواننده هنگام خوانش

احساس مي‌كند با يك تابلوي نقاشي روبروست كه به عنوان نمونه مي‌توان

به غزل دوازده اشاره كرد. اين غزل روايتي است از حضور شاعر در فين

كاشان و نتيجه‌ نگاه شاعرانة او به موضوع:

درخت‌هاي تهي‌دست، شاخه‌هاي فقير

و تازيانه‌ي بي‌رحم بادهاي كوير

غروب يخ‌زده‌ي بيست و پنجم دي ماه

و چترهاي سياحتگران كه با تأخير-

رسيده‌اند به كاشان و برف مي‌آيد

و ردّپاي تو در برف، گم شده‌ست امير!

و شهر گم شده در پشت برف‌‌پاكن‌ها

و شهر له شده با چرخ‌هاي در زنجير

و شهر پُر شده از موش كور و مُد شده است

تمام روز دويدن براي نان و پنير

به باغ فين كه مي‌آيم، كلاغ پشت كلاغ...

چقدر جاي تو خالي‌ست! آه اميركبير!...

هنوز يك قزل‌آلاي بي رمق در آب

به سمت چشمه شنا مي‌كند... خلاف مسير...

اين غزل تصوير كاملي از تجربة شاعر را منتقل مي‌كند، البته در اين غزل نيز

بيت آخر از سوي شاعر تحميل شده است و تابلو با بيت:

به باغ فين كه مي‌آيم، كلاغ پشت كلاغ

چقدر جاي توخالي است، آه اميركبيـر

به پايان مي‌رسد.

در مجموع «خوش به حال آهوها» مجموعه‌اي است خواندني و در يك بعد از

ظهر تعطيل مي‌توان نشست و در حالي كه بخار چاي يا قهوه، شيشة روبرو

را مات مي كند، بدون احساس خستگي از گشتاگشت در آن لذت برد.

سیدمحمد جواد هاشمی 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 11:58  توسط محمد حسین صفاریان  |