|
شعر اصفهان
|
سلام همراهان عزیز
سال نو را باز هم تبریک می گویم وامیدوارم سالی سرشار از موفقیت وبرکت را پیش رو داشته باشید .
سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان به مناسبت یکصدمین سالگرد تاسیس شهرداریها اقدام به
برگزاری جشنواره استانی شعر طنز نموده است لذا از کلیه علاقمندان دعوت می گردد در این جشنواره
شرکت نمایند.
شرایط آثار ارسالی:
ارسال آثار در کلیه قالبهای شعری آزادü است.
اشعار می بایست با موضوع شهر، شهروند،ü شهرداری و یا موضوعات مرتبط باشد.
-هر نفر می توانند حداکثر 5 اثر ارسالü نماید.
آثار ارسالی نباید در جشنواره های مشابهü دیگری حائز رتبه شده باشد.
آثار می بایست تایپ شده و یا به صورت خواناü بر روی یک طرف A4 نوشته شده باشد.
آخرین مهلت ارسال آثار 25/1/87 میü باشد.
هر اثر ارسالی می بایست دارای شناسنامه ایü جداگانه باشد.( شامل نام و نام خانوادگي، نام اثر،
سال تولد، مدرك تحصيلي، نشاني كامل پستي و شماره تماس)
علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر و یا ارسال آثار خود می توانند به مرکز آفرینشهای ادبی قلمستان
واقع در خیابان 22 بهمن خیابان علامه امینی مجموعه فرهنگی باغ غدیر ساختمان الغدير مراجعه
نمایند.تلفن: 2602014-2602750-0311
در ضمن می توانید آثار خود را به ایمیل Ghalamestan@hamravi.com نیز ارسال نمایید.
جامی به یاد نرگس مست "بریتنی"
یا
دو قلم آرکانسیل برای "لیلی"
بقا
مختص ذات من اگر نیست
سال1350
یا 1351
ویا حتا1386
فرقی نمی کند
تا آنجا که به من مربوط می شود
ماههای سال دوتاست
-فروردین و اردیبهشت-
و همه ی روزهای هفته «جمعه »است.
از خرداد تا اسفند،
به کارمورچگان بیشتر می آید تا من
-خلیفه ی خدا و شاهکار خلقت بی تردید مورچه است با مغزی بهقاعده و آرزوهایی
حداکثریکساله!-
و روزهای هفته...
صفحات بیمصرف تقویم اند
برای سیاه کردن "کارنامهی بردگی"
و"وظیفه ای "
که اگر برسد
مصرفش نه گل است و نبید و شادخواری و عیش
که معونهی معاش است و اسباب اجرای احکام تخلی!
...
من
تثبیت شده ام!
Fixedدرمرحله ی oral!
متوقف شده در بهار 67
مانده در زمستان 70
گاهی در قرن چهارمم
و گاه
چهاردهم
چندی پیش به ضرب و زور قرن سوم را تمام کردم
10قرن بعد را هم
با طی الارض و السماء
آمدم
پسوا را خواندم و
کریستوا، کاپلان و لکان و دیگران
از "سیگار فروش" که گفتم
روزبهانم درد گرفت
(جوشانده های طب الکبیر به کار نیامدلاجرم prozacاز تکلیف شراب هم کارآمدتر
شد)
و بعد
قرن هفتم بود و من
"یک دست جام باده ویک دست "رخت نو!
ذکری به یاد مسجد و محراب می گفتم و
گوشه ی ابروی یار
در انحنای عشوه ی مذکور در عنوان
گم می شد!!
(انصاف را که این سجاوندی با آموزههای 5 استادش کاری نیست واگرتاکید
بر« !»نباشد به هیچ روی جای حیرت و شگفتی نیست)
درماندگی
در خود ماندگی
در "فروید" ماندگی
در "رومی" و" خواجه"....
از هرچه ماندن است متنفرم اما توان رفتنم هم نیست.
نامم بر بلوطی حک نخواهد شد.
دستنوشته هایم را به تو تقدیم می کنم
هرکه باشی
فقط بگذار دود سیگارم را
از لابلای موهایت
وارد ریه هایم کنم
چهگوارا و چمران نخواهم شد
شهریار و شاملو هم!
اما
اولین مردی خواهم شد
که دود سیگارش را از صافی دورنگ موهایت
خواهد گذراند.
ناصرهمتی
تهران
۱۳۸۶
زن پشت به طلوع
تمام شب را که گریه کرد
کلاغ ها گفتند
چهل کلاغ شاهد ،جناب قاضی
"این زن دیوانه است "
باور نمی کنید
تمام شهر مدرک
که هر صبح
خود را به خورشید دار می زند
تا از تمام شعرها خط که خورد
با صدای کلاغ ها
تخت خوابش را بیدار شود
سارا گرجی
مسافر دشت ناکجایم که چاره ای جز سفر ندارم
نمانده حرفی برای گفتن نگو که تاب خطر ندارم
به یاد می آورم خودم را نمی توانم بمانم این جا
چنان غریبم در این ولایت که از خودم هم خبر ندارم
امید برگشتنی نمانده نه پای رفتن نه تاب ماندن
پلی که ویران نکرده باشم عزیز من پشت سر ندارم
نیابی ام لحظه های آخر و کاسه ی آب هم نیاور
نگو نگاهی به پشت سر کن که طاقت چشم تر ندارم
طنین زنگوله های صحرا حکایت ایل دارد وکوچ
نخواه از من نرفتنم را نخواه راه دگر ندارم
مرا به خود می کشاند آن جا شمیم گل پونه های صحرا
به یاد من باش هم ولایت که چاره ای جز سفر ندارم
مهتاب سلطانی
هنوز پشت سرم قرآن هنوز پشت سرم اسپند
هنوز خوب نمی دانم چرا مرا به تو می دادند
سیاه رنگ لباس تو سپید رنگ لباس من
چقدر محو نگاهت شد تمام هوش وحواس من
همین که پلک زدم دیدم تمام زندگی ام هستی
مرا اسیر خودت کردی مرا به کنج دلت بستی
هنوز پشت سرم قرآن هنوز پشت سرم اسپند
وجود کوچک سرخش را به دست های تو می دادند
چقدر شیره ی جانم را به پاره ی جگرم دادم
یکی شبیه تو، شاید تو، تو را برای خودم زادم
هنوز پشت سرش قرآن هنوز پشت سرش اسپند
عزیز کرده ی بابا را به مرد زندگی اش دادند
چقدرزود چه برفی بود به روی زندگی ام بارید
سپید روی سیاهی ها به روی موی سرم خوابید
سپید رنگ لباس تو سیاه رنگ لباس من
چه جا به جایی تلخی بود که برده هوش وحواس من
هنوز پشت سرت قرآن هنوز پشت سرت اسپند
هنوز فاتحه می خوانند هنوز فاتحه می خوانند
نفیسه سادات حسینیان