سال ها رفت وگذشتيم خيابان ها را

شب به شب خاطره كرديم شبستان ها را

همدم آينه بوديم ولي مات وكدر

آه بوديم و گرفتيم گريبان ها را

حق نان و نمك اين بود كه در خانه ي دوست

برسر سفره شكستيم نمكدان ها را

ما فقط همهمه كرديم كه خاموش كنيم

شور آواز هزاران و غزلخوان ها را

دست دادیم که بی واهمه دشمن باشیم

عهد بستیم فراموشی پیمان ها را