آثار محمد حسین صفاریان
سلام دوستان
سال نو مبارک
فعلن این دوشعر بنده را تحمل بفرمایید
فردا یا پس فردا با دست پرتر ،هستیم
***
افتاد در این برکه نگاهی که تو بودی
جزر و مد پی در پی ماهی که تو بودی
از آن طرف ابر به من زل زده بودی
تا برکه ی تنهایی من پل زده بودی
چرخیدی وچرخیدی و راهت به من افتاد
ای سیب که در برکه نیفتاده رسیدی
من تو شده بودم تو شدی من تو شدی من
آیینه در آیینه رسیدیم به دیدن
آهنگ تماشای تو از خود خبرم کرد
آیینه اگر بودم آیینه ترم کرد
چون زلزله ای آمد وجان در بدنم ریخت
پس لرزه ی اندام تو در پیرهنم ریخت
از خواب فراموشی ناگاه پریدم
بیرون زدم از برکه وتا ماه پریدم
اگه فاصله دارم با فصلای اناری
هنوز خاطره دارم از اون روز بهاری
هنوزم پر شعرم هنوزم پر شوری
هنوزم تو رو دارم هنوزم منو داری
هنوزم سر حرفم سر قول وقرارم
هنوزم عاشقی وهنوزم بی قراری
یه دنیا نگرونی واسه من جا نذاری
بی تو آفتاب وبارون برام فرقی نداره
محمد حسین صفاریان
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین ۱۳۸۷ ساعت 10:31 توسط محمد حسین صفاریان
|
محمد حسین صفاریان